بسم ربّ المهدی
سلام به تمامی کسانی که در طول این مدّت با این وبلاگ همراه بودند
اوّل از همه با مدّتی تأخیر اعیاد شعبانیّه ، خصوصاً میلاد مهدی موعود (عج) رو به همه تبریک میگم
یه خبر خوش یا شایدم بد رو می خواستم خدمتتون عرض کنم
احتمالاً شما دیگر شاهد هیچ گونه مطلبی در این وبلاگ نخواهید بود
از همتون ممنونم که در این مدّت با من همراه بودید
لطفاً من رو از لیست پیوند هاتون حذف بفرمایید
تا چند وقت دیگه هم تمامی پست ها حذف خواهند شد
از حضرت ماه عذر خواهی میکنم که نتونستم خدمت گذار خوبی براشون باشم
خیلی ممنون
یا علی و به امید ظهور
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 15:26  توسط مهندس آینده
|
سلام دوستان
کم کم دارم نا امید می شوم
این مطلب به یاد سیّد شهیدان اهل قلم و دل است
بخوانید تا نعمت لذّت بردن را از خود دریغ نکرده باشید، بی زحمت
سید مرتضی آوینی (ره) : نگاهی به شهر بینداز ، عقل غربی سیطره یافته ، بی دردی و لذت پرستی توجیه عقلانی یافته است و از میدان های ورزش تا کلاس های دانشگاه رب النوع تمتع است که پرستیده می شود و باز در این میان بسیجی حزب الله تنها و غریب است …
.
.
.
“حزبالله دست قدرت خدا بر سیارهی زمین و حزب غالب اوست. حزبالله اهل ولایت است، دوستان خدا را دوست میدارد و از دشمنانش برائت میجوید. او بر خود سهل نمیگیرد و هرگز خویشتن را در وظایفی که بر عهده دارد فریب نمیدهد.”
حالا خودتان هستید وخودتان...
خدا نگهدار
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 14:2  توسط مهندس آینده
|
سلام دوستان این مطلب یه داستان بسیار زیباست
البته امکانش هست که قبلاً این رو شنیده باشید
به هر حال خوندن دوباره اش هم شیرینه
نیکی ها به ما باز می گردند
پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...
مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد .
هر روز مردی گوژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:
هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!
این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟
یک روز که زن از گفته های مرد گوژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟ .....
بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .
مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.
آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:
مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گوژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .
وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .
به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:
هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:4  توسط مهندس آینده
|
سلام دوستان
جان من دوباره دچار سوء تفاهم نشوید که مجبور شوم پست را حذف کنم
اینجا کلیک کنید تا یک پوستر زیبا به همین مناسبت ببینید
البته ببخشید که دیر شد
مطلب بسیار مفیدی است حتماً بخوانید:
سوالاتی که همچنان بی پاسخ ماند
- چرا شما خدمات دولت را به طور مطلق منکر شدید. ای کاش به جای این همه تخریب و تبلیغات سنگین بی سابقه یک برنامه ارائه می شد. آیا هیچ کار مثبتی در این دولت انجام نشده است؟چرا به جای این همه تخریب یک برنامه ارائه نشد؟
2- چرا 3 دولت در برابر دولت محمود احمدی نژاد قرار گرفت؟
3- دیکتاتوری این نیست که آقای هاشمی به یکی از پادشاهان کشورهای عربی نامه نوشته است که " شما نگران نباشید ظرف شش ماه این دولت ساقط می شود " ؟
4- برای اینکه متوجه بشوید در کشور مشکل هست و اعتیاد هست ما نیاز نداریم که برویم و بازیگر بیاوریم در اتوبوس تا بفهمیم اعتیاد هست.شما چند سفر کرده اید و به چند استان رفته اید و متوجه شدید که در کشور مشکلات هست(آقای احمدی نژاد به تمام استانها رفته است و تمام مشکلات را از نزدیک مشاهده کرده است) اما این مشکلات در چهار سال ایجاد شده است؟ پس 24 سال چه؟
5- آیا کشور در این 24 سال که دست شما و دوستان شما بوده است گلستان بوده است و در دولت آقای احمدی نژاد به خرابه تبدیل شده است؟
6- شما که ادعای سیاست خارجی تان میشود چرا روشی که در دولت قبل به نام تنش زدایی در پیش گرفته شد به جایی رسید که تمام تأسیسات هسته ای ما به طور کامل تعطیل شد و دو قرارداد بر ملت ما تحمیل شد، یکی پروتکل الحاقی، بدون مصوبه مجلس، برخلاف قانون اساسی و دو ترتیبات اجرایی؟تأسیسات تعطیل شد، سنگین ترین تعلیق، همه تأسیسات پلمپ شد، دو قرارداد پذیرفته شد و در همان فاصله، جناب آقای موسوی جهت اطلاع حضرت عالی می گویم 7 قطعنامه شورای حکام علیه ما صادر شد در حالی که عقب نشینی مطلق بود.
7- در زمان آقای هاشمی تورم شد 49 و نیم درصد، 49 میلیارد دلار استقراض خارجی کردیم، بحران های اجتماعی بسیاری از شهرهای بزرگ ما را در برگرفت، عده زیادی کشته شدند، شما احساس نگرانی نکردید؟وقتی که تحریم شد، 20 میلیون دلارآقای کلینتون گذاشت؛ هر شرکتی بالای بیست میلیون دلار با ایران قرارداد نفتی ببندد تحریم است، تورم هم شد 49 و نیم درصد، شما نگران نشدید؟
8- در 18 تیر جریان برانداز شروع کرد و می خواست تهران را بگیرد، حرکت کند به سمت مرکز حکومت، علناً اطلاعیه دادند و از بیرون کشور هم حمایت شدند، به قول خودشان می خواستند انقلاب مخملی راه بیندازند، شما نگران نشدید؟
9- وقتی در مجلس شورای اسلامی، در مجلس ششم تحصن کردند، از همانجا با کنگره آمریکا تماس گرفتند که بیایید و کمک ما بکنید، شما نگران کشور نشدید؟
10- پرونده هسته ای ما به شورای امنیت هم رفت، عبور کردیم، چه کار کردند؟ الآن چکار می توانند بکنند؟ اصلاً مگر می شود از موضع نرمش در مقابل مستکبرین ایستاد؟
11- چرا در زمان وزارت معین در دولت خاتمی دانشجویان ستاره دار شدند و شما ادعا میکنید این اقدام در دولت ما انجام شده است؟
12- جنابعالی هشت سال نخست وزیر بودید ، تنها یک روزنامه منتقد وجود داشت آن هم از سال 1363 و 1364 ، یک روزنامه ، که هفته ای یک یا دو نقد اقتصادی بر شما می نوشت که آمار و ارقامی که الان من اینجا دارم این نقدها را تایید می کند.جنابعالی گفته اید که شما (روزنامه یادشده) در خط دشمن هستید ، شما دارید ضد انقلاب عمل می کنید ، شما دارید ضربه به کشور می زنید. و در آخر هم روزنامه مذکور را تعطیل کردید.در دوره آقای هاشمی وضع به همین روال بود.در زمان آقای خاتمی هم که معلوم بود، کسی مگر می توانست یک کلمه انتقاد کند ، همان علمایی که جنابعالی می فرمایید ، یکی شان یک اظهار نظری می کرد ، کاریکاتورشان را می کشیدند که ما بعد از ملی شدن نفت دیگر نداشتیم که کسی علیه علما کاریکاتور بکشد.وی افزود: سی تا تیتر : آقا توطئه علیه دولت ، پیام دوم خرداد را نفهمیدید ، ای وای خیانت شد، ضد رئیس جمهور و بالاخره خفه شان کردند.تحمل مخالف ، در این دولت چه خبر است اینها فقط تیترهاست ، 320 هزار تیتر توهین آمیز علیه دولت ، ما نه یک روزنامه ای را بستیم،نه تهدید کردیم ، نه فشار آوردیم ، هنوز هم دارند می نویسند و به حمایت از شما ، علیه ما بدتر دارند می نویسند.
13- آقای موسوی شما فرمودید رابطه دولت با روحانیت نیست شما هشت سال نخست وزیر بودید چند بار رفته اید پیش مراجع؟ عددش را بگویید بنده و مردم بدانیم.
14- شما دولت را متهم کردید به بی قانونی ،متهم کردید به دیکتاتوری، دوره خودتان یادتان هست جناب آقای موسوی؟بر خلاف قانون اساسی این حداقل اختیارات رئیس جمهور را با فضاسازی از او گرفتید؟ شما باید وزراء را می بردید تا رئیس جمهور تایید کند. برای اینکه اختلاف نظر داشتید امام وارد شد و امام یک گروهی را گذاشت برای اینکه وزراء تعیین بشوند. یعنی عملاً اختیار رئیس جمهور از دست رفت. در نمایندگان مجلس کسی جرات داشت علیه شما حرفی بزند؟ یادتان هست دوستانتان چه کردند؟ یک بار یک عده ای از نمایندگان به شما رأی منفی دادند رأی هم مخفی بود. اسامی اینها را استخراج کردند اعلام کردند این قدر اینها اسلام آمریکایی اسلام آمریکایی گفتند که بعضی از آنها خانه نشین شدند.
15- شما دولت را به بی قانونی متهم می کنید من نمی خواهم وارد این بشوم که 95 میلیارد تومان از حساب بانک مرکزی در دولت شما بدون مصوب مجلس برداشته شد انهم درتعطیلات تابستانی مجلس. وقتی مجلس آمد یک دعوایی در کشور درست شد .آن 95 میلیارد تومان در آن زمان چه شد؟
16- شما آقای خاتمی را دکتر خطاب کردید. می دانید طبق مقررات کسی می تواند خطاب دکتر داشته باشد که دکترای قطعی دانشگاهی داشته باشد یا حداقل امتحان آن را گذرانده باشد.
17- وی افزود: ایشان (خاتمی) لیسانس فلسفه هستند، محترمند، من نمی خواهم بگویم دکترا برای کسی عزت می آورد اما بالاخره این را اعلام کردید. چرا ایشان را دکتر خطاب کردید؟
18- چرا از سال 70 به بعد در دوره اقای هاشمی رفسنجانی که حامی جناب اقای موسوی است موجی در مدیران به وجود آمد که همه می خواستند دکترا بگیرند ؟ و دانشگاه آزاد(جاسبی) نیز پشت قضیه بود. چرا؟
19- می شود فهرست افرادی که در زمان موسوی و هاشمی همینگونه دکترای قلابی گرفتند را بیاورید؟ اقای کردان نیز یکی از انان است.
20- چرا بسیاری از مدیران شما و جناب اقای هاشمی دست خالی آمدند و با یک امتیاز دلار 7 تومانی یا واردات و صادرات میلیاردر شدند.
21- احمدی نژاد گفت: اقای صفایی فراهانی مدیر دولت شماست که از دولت شما پولدار شده و فهرست بلندی در این زمینه است و نمی خواهم در اینجا اسم ببرم اما شما می گویید میلیاردر شده اند.
22- پسران اقای هاشمی در کشور چه کار می کنند. کدام یک از وزرای بنده دردوره وزارتشان میلیاردر شدند و یا رانتی را خورده و ملکی را گرفتند؟احمدی نژاد گفت: فهرستی از زمین هایی را که مدیران در دولتهای پیشین گرفته اند را دارم و می توانند آنرا بخوانند که در آن زمین های 40 ، 50 ، 80 و 400 هکتار وجود دارد.
23- کسانی که اکنون نیز از جناب عالی حمایت می کنند این واگذاری ها (زمین خواری و رشوه و امتیاز صادرات و واردات) را دریافت کرده اند گفت: این هزینه سنگین تبلیغاتی شما از کجا می آید؟یک مورد آن رشت الکتریک است که بدون هیچ مزایده ای آنرا به همسر جناب آقای کرباسچی و همسر آقای قبه داده اند و کارخانه را از بن برچیدند تا زمین آنرا به فروش برسانند و دهها مورد اینگونه وجود دارد.400 هکتار زمین را در هرمزگان گرفته اند اما مردم به منظور اشتغال جوانانشان برای 2 هکتار زمین مستاصل هستند ، جناب آقای موسوی اینگونه مسائل و قرارداد استات اویل بی قانونی است که یک فرد در ایران محاکمه و محکوم می شود اما از زندان فراری داده می شود و به خارج می رود و عقبه آن پسر آقای هاشمی است.پسر آقای ناطق چگونه میلیاردر شد؟ و اکنون چگونه زندگی می کند؟ اینها حامیان شمایند.
24- خانم رهنورد بر خلاف همه قوانین کشور همزمان که کارمند بوده دو رشته فوق لیسانس خوانده است و در دانشگاه آزاد اسلامی دکترای خود را بدون کنکور گرفته و بعد در رشته غیر مرتبط دانشیار و استادیار و بدون داشتن شرایط لازم رئیس دانشگاه شده و اینگونه مسائل بی قانونی است و من با اینگونه مسائل مخالفم. می گویم با رانت و باند بازی و اینگونه مسائل که یک عده افراد چیزهایی را ببرند و بقیه محروم باشند مخالفم نه با قانون.
آقای موسوی ( رهبر جنبش چیز ) نظر شما در این باره چیست؟
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 21:10  توسط مهندس آینده
|
دیشب داشتم به این فکر می کردم که اگر من
برای برادر تازه به دنیا آمده ام سر بند « لبّیک یا خامنه ای » نگیرم چه می شود.
آیا او ضدّ ولایت فقیه خواهد شد؟
اصلاً مگر همه ی ما با سر بند بزرگ شده ایم
که حالا اسممان ( و ان شاء الله وجود مان ) شده است ولایت مدار؟
اصلاً مگر اینجا عربستان است ؟ ( شاید فکر
می کنید، عربستان یک قیاس مع الفارق بیش نیست...!) نمی دانم می دانید یا نه به هر
حال برای دانستن بیشتر می گویم:
در عربستان والدین در همان سنین کودکی یک
گوسفند ( و یا امثالهم ...) را برای بچّه هایشان می خرند و وقتی کودک از همه جا بی خبر خوب به آن موجود چهار پا دلبسته شد، والدین آن رامی
کشند. وقتی کودک می پرسد که چه بلایی سر حیوان عزیزش آمده می گویند او را علی (
همان رهبر شیعیان و یار پیامبر ) کشته است !!!
اینگونه است که نفرت مولا علی (ع) ناخواسته
در دل کودک جای می گیرد.
و حالا با یک کم جست و جو در ذهن خود یک
مشابه زنده و نزدیک برایش پیدا می کنم:
آمدند کشتند و به خاک و خون کشیدند.، به بهانه ی تقلّب ( زبانم لال ).
بعد همان رسانه ی محبوبشان ، بی بی سی را می گویم ( که به قول خودشان از
دست صدا و سیمای ایران به آن پناه برده اند. ) ، می گوید رهبر رژیم ( ؟ ! ؟ ) ایران دستور همه این کشتار ها را داده مثل قتل
ندا و یا ماجرای مضحک ترانه موسوی.
حالا خودتان بگویید آیا یاد کردن از مسئله
ی ولایت در عربستان قیاس مع الفارق بود؟
شمّ سیاسی من می گوید چندان هم بی ارتباط
نیستند. حالا یا بی بی سی و العربیه ( العبریه )از والدین عربستانی این کار ها را
یاد گرفتند و یا والدین عربستانی...!؟؟ ( البتّه با آن سابقه ی درخشانی که در
مسئله ی ولایت امام علی و... دارند. )
راستی فکر کنم باید با این اوضاع جامعه دنبال سر بند باشم.و هیچ وقت یادم نمی رود
که
وقتی از یک مغازه دار پرسیدم : سر بند دارید ؟ گفت: چه سر بندی؟ گفتم : سر بند
لبّیک یا خامنه ای ( یا مشابه آن) گفت : آن را که اصلاً نداریم...! خدا خودش به
داد برسد
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 12:47  توسط مهندس آینده
|
ما به دانشگاه آزاد عشق میورزیم؟
الف. چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بیسواد مانده و در نتیجه معتاد میشدیم.
ب. چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از یاد خدا غافل میشدند.
ج. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوی موفق مدیریت محروم شده و جامعه دچار بحران مدیریت میشد.
د. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زیادی از وسایل آرایشی و لباسهای کوتاه و تنگ روی دست فروشندههای آنها میماند...
نابودی فتنه و فتنه گر صلوات

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 15:51  توسط مهندس آینده
|
به گزارش شبکه ایران، علی مطهری نماینده مردم تهران، در مخالفت با فوریت طرح معتبر بودن اساسنامه جدید دانشگاه آزاد مصوب شورای عالی فرهنگی، با خواسته بیش از 150 نماینده مخالفت کرد و گفت که باید منتظر نظر شورای نگهبان ماند.
وی سپس با متهم کردن منتقدان اقدام اخیر مجلس به استفاده ابزاری از بیانات رهبر انقلاب، در سخنانی غیراخلاقی اظهار داشت: آقای حسینیان در صحبتهای خود گفتند به این طرح رای بدهید تا مشکلات اصولگرایان حل شود اما باید گفت اصولگرایان هیچ مشکلی جز شما و امثال شما و آقای کوچک اف ندارند!
پس از این سخنان و سکوت چند لحظه ای همه نمایندگان، کوچکزاده به نشانه اعتراض به این اهانت، یک شی را به سمت مطهری پرتاب کرد اما ناگهان مطهری، کوچک زاده را با عبارات رکیکی چون "خفه شو، بتمرگ سر جات ..." آماج توهین های خود قرار داد. شبکه ایران از انتشار بخش پایانی فحاشی مطهری معذور است.
رادیو سراسری هم که این جلسه را همانند دیگر جلسات علنی مجلس به صورت زنده پخش می شد، بلافاصله پس از اظهارات غیراخلاقی مطهری همانند مدیر جلسه علنی مجلس، اقدام به قطع صدای وی کرد.
رسایی هم به سمت کوچکزاده رفت و وی را به آرامش و شنیدن ادامه سخنان مطهری فراخواند.
به موازات این موضوع، بسیاری از نمایندگان مجلس به حمایت از کوچک زاده و در اعتراض به اهانت های علی مطهری اعتراض کردند.
مطهری پیش از این هم، در مناظره ای با کوچک زاده، به وی گفته بود که شما "کوچک زاده ها" با شخصیت های "بزرگ زاده" در نیفتید!
وی همچنین پس از آنکه به دلیل توهین به عزاداران امام راحل و رئیس جمهور تا مرز اخراج از فراکسیون اکثریت پیش رفت، اصولگرایان را به انحراف از مسیر درست، "تملق" و "چاپلوسی" متهم کرد.
گفتنی است، پیش از سخنان امروز مطهری، علی لاریجانی که پیش تر منتقدان مصوبه اخیر مجلس را "غوغاسالار"، "دریدهگو" و "بیمنطق" خوانده بود، آنان را به "بیبند و باری گفتاری" هم متهم کرد.
به گفته ناظران سیاسی، مصوبات و رویدادهای اخیر مجلس و نیز اهانت به منتقدان مصوبه روز یکشنبه از سوی آقای لاریجانی و آقای مطهری، می تواند متاثر از روابط فامیلی میان لاریجانی، مطهری، عباسپور و جاسبی باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 15:49  توسط مهندس آینده
|
محمد علی مهران فر
چه توفیر می کند
وقف یا توقیف
اصل نیت است
شما جیب مرا برای خودت وقف کن
من هم جیب تو را
برای خودم
اصلا همه اش تقصیر ننه رقیه است
چون نفهمیده بود
حکمت وقف را
و به مصطفی یاد نداده بود
مداد های همکلاسی ها را
وقتی به او چشمک می زنند
وقف کند برای خودش
یا فاطی
آن موقع که همهء دوستانش
کلی خاستگار داشتند
گردنبند مهنوش را
وقف کند
تا در عروسی ساناز
خجالت نکشد
شاید هم اینها
همه از بی بصیرتی بابابزرگ بوده
که اتاق بالایی خانه را
وقف کرد برای شهدایش
تا حسینیه آنها باشد
و آنها ازش ثواب ببرند
او هم باید اتاق همسایه روبرویی را
که هم بزرگ تر بود
هم آبرومندتر
وقف می کرد برای امور خیر
تا وقتی که ما سر و صدا می کردیم
بتواند دور از قیل و قال ما
در آن قیلوله کند
و ثواب ببرد
راستی
آنها هم اگر بلد بودند
بجای توقیف
فدک را وقف می کردند
تا این همه در تاریخ
غوغا به پا نشود
و این همه آبرو
از اسلام و مسلمین
بر زمین نریزد
به هرحال
من هم این شعر آزاد را
از روی تکلیف نوشتم
تا شما بخوانید
و اگر میلتان کشید
مثل دانشگاه آزاد
یا هر مال بی صاحب دیگری
وقفش کنید
به نام خودتان
تا انفاقش کنید به اولادتان
و ثواب ببرید
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 15:47  توسط مهندس آینده
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 13:8  توسط مهندس آینده
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:21  توسط مهندس آینده
|
توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند، و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند؛ و از نقشهها و توطئههای دشمن غدّار غافل نباشند؛ و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد، از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را بهآسانی میتوان گرفت. و مخصوصاً اگر در اساتید کسی پیدا شد که میخواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد، و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد کنند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است. و توطئهها در دانشگاهها از عمق ویژه برخوردار است. و هر قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند، باید مواظب توطئهها باشند.
امام خمینی
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:18  توسط مهندس آینده
|

هاشمی رفسنجانی در گفتگویی مفصل توضیحاتی را در خصوص نامه خود به رهبری انقلاب قبل از انتخابات داده و تاکید کرده که مایل است از مسئولیت های سیاسی خود کناره گیری کند، اما می ترسد که عوارض بد سیاسی داشته باشد.به گزارش «فردا» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که آیا تاکنون به بازنشستگی به معنای کناره گیری از مسئولیت های سیاسی فکر کرده اید؟ گفت: مایلم. الان سن من در حدی است که مایلم این گونه شود. ولی هنوز می ترسم عوارض بد سیاسی داشته باشد و به نوعی قهر تلقی شود.هاشمی افزود: یکی از کارهای که می خواستم بعد از ریاست جمهوری بکنم و نتوانستم انجام دهم این بود که در سفرهای خارجی که می رفتم، خیلی جاها را نشان کردم که بعدا بروم ببینم و جهانگردی کنم که نشد. اگر بخواهم به سفر خارجی بروم باید جمع زیادی از پاسداران همراه من باشند و آنجا هم که می رویم شورای تامین نیرو می آورند و همیشه زحمت دارد.رئیس مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از این گفتگوی خود با ماهنامه «مدیریت ارتباطات» درباره نامه بحث برانگیز خود به رهبری انقلاب قبل از انتخابات تصریح کرد:..همه میدانستند که نسبت به دیگر نامزدها بیطرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی میدهند. ولی همه میدانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست. متأسفانه در مناظره، آقای احمدینژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود، انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکسالعمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من، آقای خاتمی، آقای ناطق نوری و آقای کروبی که رؤسای جمهوری و رؤسای مجلس بودیم، همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.وی ادامه داد: در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفتهاند. ترجیح میدهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامهای تهیه کردم. چون میبایست جواب آن حرفها داده میشد. میگویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سوال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سهشنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سهشنبه میدادم، روزنامهها چهارشنبه مینوشتند و اگر چهارشنبه میدادم پنجشنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام میشد. میخواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق، شور و اشتیاق مردم را میدیدم.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به هر حال در همان فرصت باقیمانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقیمانده نامه به ایشان نرسیده بود، چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که میخواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از کامپیوتر میخواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را ندیده بودند.پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظهای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدینژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچههای شما گفت. گفتم: فضا به گونهای بود که اگر چه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظهای روی نامه ندارم ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر میکردم.هاشمی افزود: گفتم: خواست خدا بود که شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر میخواندید و به من میگفتید، منتشر نمیکردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر کنم دو حالت دارد: اگر آقای احمدینژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم. ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.هاشمی درباره اینکه به نظر می رسد این نامه رابطه شما با رهبری انقلاب را دچار تغییرات کرده است، گفت: نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظهای درباره محتوای نامه ندارم. حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر میگذارد ولی بعد از انتخابات جواب میدهم. حتی گفتند که به آقای احمدینژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را میدهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند، چون روابط ما به گونهای است که اگر گله هم داشته باشند، میگویند. الحمدلله همکاری 60 ساله ما به گونهای است که با هم رودربایستی نداریم.هاشمی در برابر این توضیح که برخی می خواهند به بهانه نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند، تصریح کرد: اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازیهای سیاسی میشوند از این حرفها زیاد میزنند، ولی همیشه واقعیتها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل میکند و دیر یا زود همه چیز مشخص میشود.او درباره ملاقات های خود با رهبری انقلاب هم گفت: قبلا هفته ای یک بار ملاقات رایج و حتمی داشتیم. بعدا که کارها کمتر شد دو هفته یک ملاقات داریم که معمولا دو ساعت طول می کشد که گاهی تا شام است. اگر مساله ای هم پیش بیایدتلفنی یا حضوری بین دو هفته صحبت می کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:2  توسط مهندس آینده
|
حالا هی بیا این آرای باطله رو بزن تو سر کروبی. هی منکر محبوبیت شیخ بشو!!!
منبع : جلبک خفه کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 13:38  توسط مهندس آینده
|
لطفاً مثل همیشه با دقت بخونید
خانم مرضیه دباغ گفت: « اگر قرار باشد با این همه مصائبی كه تحمل كرده ایم ، انقلاب را دست كسانی بدهیم كه آمریكایی ها و انگلیسی ها از آنها حمایت می كنند ، طبیعی است كه چنین چیزی را برنمی تابیم.»
به گزارش رهوا، خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) عضو باسابقه بیت امام خمینی(ره) در گفتگو با ویژه نامه روزنامه جوان بمناسبت ارتحال امام(ره) ضمن انتقاد از حضور حلقه ای از افراد در اطراف میرحسین موسوی گفت: «اگر یك در هزار ، چه من ، چه خانم مصطفوی(دختر گرامی امام) ، چه سایر خانم های جمعیت (جمعیت زنان جمهوری اسلامی) می دانستیم كه قضایا به اینجا كشیده خواهد شد ، به هیچ وجه به آقای موسوی رای نمی دادیم.»
وی افزود: « البته من هنوز هم آقای موسوی را آدم بدی نمی دانم اما كسانی كه دور ایشان جمع شدند و حلقه ای را ایجاد كردند كه راه نفوذی به سمت ایشان نباشد و ایشان تحت تاثیر قرار گرفتند ، آن باعث شد كه قضایا به اینجا كشیده و مشكل ایجاد شود.»
خانم دباغ همچنین با تاكید بر ضرورت توجه همه جریانات برای حفاظت از دستاوردهای بزرگ انقلاب گفت: «در جریان انتخابات بحث ما این بود كه از فردی كمك بگیریم كه بیاید و بعضی از مشكلات را حل كند كه اعتقادم این است كه در این دوره از ریاست جمهوری هم حل نخواهد شد. ولی مسئله اصلی ما این نیست كه این فرد رئیس جمهور شود یا نشود.ما بالاخره چهار تا رئیس جمهور عوض كرده ایم ، غیر از بنی صدر كه من او را رئیس جمهور نمی دانم. بحث این است كه ما اصالت انقلابمان را با هیچ چیز عوض نمی كنیم. در آغاز آشوب ها هم چند پیغام هم این طرف ، هم آن طرف دادیم كه مسائل باید به شكل اصولی حل شوند ، ولی دیدم بحث فقط این است كه این یكی می گوید من باشم ، آن یكی هم همین را می گوید.انسان احساس می كند حالا كه دشمن آمده و می خواهد پایه یك طرف قضیه را روی شانه های خودش بگیرد ، طبیعتا" نباید به این جریان كمك كنیم.»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 12:43  توسط مهندس آینده
|
آیا وزارت کشور مجوز راهپیمایی می دهد ... !
دوستان توجه داشته باشید !
این مطلب را به طرفداران جنبش سبز اطلاع رسانی نمایید !!!
یک وقت دچار سوء تفاهم و سوء توهم نشید دوباره !
وزارت
کشور به تمام راهپیمایی های قانونی و مردمی که گردانندگان آن تمام شرایط و
مسولیت های قانونی مندرج در متن آن است را بپذیرند، مجوز می دهد ، ولی
مجوز به خائنین به کیان ملت و نظام و دین و وطن ، فتنه گران ، حریم شکنان
، هوچی گران چماغ بدست ، شکنجه گران بازنشسته ، توابین دورو و ریا کار ،
آشوب طلبان ، اغتشاش گران ، شهوت پرستان ، مفسدین مبلغ بی حجابی و منافقین
، مشروب خواران ، قانون گریزان و هنجار شکنان ، استکبار پرستان و متجاوزین
به جان و مال و ناموس (ملت ،امت ، مردم) نمی دهد و نخواهد داد چون اگر
داده شود دوباره این امر بر آنان مشبه میشود که رفتارهای گذشته خود را در
برابر سلب آرامش و امنیت تازه برگشته به جامعه تکرار نمایند و در دل این
راهپیمایی به ظاهر قانونیشان به دنبال کشته سازی و پیراهن های عثمان سازی
و مظلوم نمایی باشند !!! و دوباره شروع کنند به دروغ پردازی و تهمت زنی و
غلو گویی و افترا زنی و بعدش هم به راحتی دین اسلام را زیر سوال ببرند خدا
و پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) را انکار کنند و نظام را فاسد بدونند و حکومت
را دیکتاتور بدانند و قرآن را دروغ پردازی بشری بنامند و بعد از کلی جریان
سازی بفرمایند که باید دین از سیاست جدا شود و حکومت به دست غرب نشینان و
مرفهین بی درد ، کاخ نشینان ، بی افتد !!!
بعدش هم بشینند و حالشو ببرند !!!
هدف نهایی تغییر نظام است !
همه این حرف ها بهانه است ! همین !!!
این هم که چیز مهمی نیست اصلا !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:36  توسط مهندس آینده
|